جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آب بند در لغت نامه دهخدا

آب بند

[آبْ، بَ] (نف مرکب) آنکه ماست و پنير و سرشير و خامه کند. || آنکه درزهاي ظروف فلزين با موم مذاب يا قلعي سد سازد. || آنکه يخ گيرد.

کلمات مشابه