جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آذرشین در لغت نامه دهخدا

آذرشین

[ذَ] (اِ مرکب) سمندر. || حربا. و در بعض فرهنگها در شعر منوچهري بجاي آذرشب آذرشين ضبط کرده و شعر را شاهد براي آذرشين آورده اند(1).
(1) - مؤلف در ذيل عنوان پنبهء کوهي چنين توضيح داده اند: «آذرشين و آذرشب هر دو غلط است و آذرشُب صحيح آن است».

کلمات مشابه