جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آدمی بدور در لغت نامه دهخدا

آدمی بدور

[دَ بِ] (ص مرکب)مردم گريز. يالقوزک. آنکه معاشرت مردم خوش ندارد.

کلمات مشابه