جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آدخ در لغت نامه دهخدا

آدخ

[دَ] (ص) خوب. نغز. نيکو. ميمون. مسعود. خجسته. مبارک. دَخ :
روز تو هرگز بايمان سعد و ميمون کي شود
چون تو بر ابليس ملعون خويشتن مفتون کني
گر بشارستان علم اندر، بگيري خانه اي
روز خويش امروز و فردا آدخ و ميمون کني.
ناصرخسرو.
|| (اِ) بلندي در زمين. تل.

کلمات مشابه