جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آب انداختن در لغت نامه دهخدا

آب انداختن

[اَ تَ] (مص مرکب)ميختن ستور. || پختگي آغازيدن ميوه. || جدا شدن آب ماست و آش سرد و جز آن از ديگر اجزاء.

کلمات مشابه