جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آخذ در لغت نامه دهخدا

آخذ

[خِ] (ع ص) گيرنده. ج، آخذين. || شتري که بفربهي آغازيده باشد. || اشتري که دندان آن شروع ببرآمدن کرده باشد. || شير که زبان بگزد از شدت ترشي. || آنکه چشم دردگن دارد.

کلمات مشابه