جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آجوری در لغت نامه دهخدا

آجوری

[ري ي] (ع ص نسبي) آگورگر. (مهذب الاسماء).
آجي.
(اِخ) يا آجي چاي. نام امروزي آن تلخه رود. (فرهنگستان). روديست از کوههاي سبلان سرچشمه گرفته، با شعب عديده که از قوشه داغ و بزغوش و سهند جاري شود از شمال تبريز گذرد و نزديک قصبهء گوگان بدرياچه ريزد، و از آب راهه هاي مهم آن يکي گومان رود است که در قصبهء گومان به آن ملحق شود و شعبه اي از آجي چاي از تبريز گذرد.

کلمات مشابه