جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابوالحسن در لغت نامه دهخدا

ابوالحسن

[ اَ بُلْ حَ سَ ] (اِخ) علي بن عيسي بن داودبن جراح بغدادي. کاتب وزير مقتدر و قاهر خليفه مشهور بصلاح و تقوي و بذل و دهش. در آخر عمر از کار کناره کرده و در مکه مجاور گرديد و به سال 334 ه . ق. وفات يافت. او راست: کتاب معاني القرآن و تفسيره و مشکله، و ابوبکربن مجاهد و ابوالحسن خزاز نحوي با او در اين کتاب همدستي کرده اند. (از ابن النديم و جز او). و رجوع به ابن جراح علي بن عيسي بن داود... شود.

کلمات مشابه