جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابوالحسن در لغت نامه دهخدا

ابوالحسن

[ اَ بُلْ حَ سَ ] (اِخ) علي بن حسن بن علي بن ابي الطيب الباخرزي، معروف به علي باخرزي. کاتب رکن الدوله طغرل بيک سلجوقي. او به تازي و فارسي شاعر بود و او را کتابي منظوم به نام طربنامه است. در 468 ه . ق. به دست پيوند نام غلامي ترک کشته شد. و رجوع به ابوالحسن باخرزي شود.

کلمات مشابه