جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابوالحسن در لغت نامه دهخدا

ابوالحسن

[ اَ بُلْ حَ سَ ] (اِخ) عاملي، ابن محمد طاهربن عبدالحميد بن موسي. فقيه شيعي اصفهاني. در اواخر دولت صفويه در اصفهان بزاد و هم در آنجا پرورش يافت و از بيشتر علماي آن زمان مانند مجلسي و جزائري و حر عاملي و ملا محسن فيض کاشاني اجازهء روايت يافت و در آخر عمر ساکن نجف اشرف بود. او را کتب بسيار است از جمله: شرح مفاتيح و شرح کفايه و رسائل مختلفه. وفات او پس از سال 1129 ه . ق. بود، چه در اين سال از شرح کتاب مفاتيح فراغت يافته است.

کلمات مشابه