جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابوالحسن در لغت نامه دهخدا

ابوالحسن

[ اَ بُلْ حَ سَ ] (اِخ) کنيت زين الدين علي بن هلال عراقي الاصل جزائري المنشأ. فقيه شيعي. او تلميذ ابن فهد است و در اواخر مائهء هشتم و اوايل مائهء نهم هجري ميزيست. محقق کرکي و ابن ابي جمهور احسائي از شاگردان اويند. او راست: کتاب الدرّالفريد في التوحيد.

کلمات مشابه