جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابوالبقاء در لغت نامه دهخدا

ابوالبقاء

[ اَ بُلْ بَ ] (اِخ) محب الدين عبدالله بن ابي عبدالله الحسن بن ابي البقاء عبدالله بن حسين عکبري، و کنيت او ابوفضيل اديب نحوي فقيه و حاسب حنبلي. مولد او بغداد به سال 538 ه . ق. او در نحو شاگرد ابن خشاب و يحيي بن نجاح بود. وقتي تدريس مدرسهء نظاميه را با شرط قبول مذهب شافعي بدو دادند و او سر باززد. وي در کودکي بعلت آبله نابينا گشت، گويند کتب را بر او ميخواندند و او مطالب را در ذهن خويش فراهم مي آورد و سپس بکاتب املا ميکرد و طريقهء تأليف او بدين گونه بود. وفات او در 616 هم به بغداد بود. او راست: شرح کتاب ايضاح ابوعلي فارسي. شرح ديوان متنبي معروف بشرح عکبري. شرح لمع ابن جني. شرح مفصل زمخشري. شرح خطب ابن نباته. کتاب اعراب القرآن موسوم به تفسيرالتبيان. کتاب اعراب الحديث. کتاب اعراب الحماسه. شرح مقامات حريري.

کلمات مشابه