جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابواسحاق در لغت نامه دهخدا

ابواسحاق

[اَ اِ] (اِخ) ابراهيم بن احمدبن عيسي بن يعقوب غافقي اشبيلي نحوي. شيخ نحات و قراء بسبته. صاحب بغيه از ذهبي روايت کند که مولد ابراهيم به سال 641 ه . ق. در اشبيليه بود و در اوان صِبا او را به سبته بردند. وي نزد علي بن بکربن شبلون و علي بن ابي الربيع علم آموخت و در عربيت مقامي بلند يافت و پيشواي مردم در علوم مزبوره گرديد و او از محمد بن جوبر صاحب ابن ابي حمزه و ابوعبدالله از وي حديث شنود. او راست شرح الجمل و جز آن. وفات او به سال 710 ه . ق. بوده است.

کلمات مشابه