جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابواسحاق در لغت نامه دهخدا

ابواسحاق

[اَ اِ] (اِخ) ابراهيم بن احمدبن اسحاق المروزي خالدآبادي. فقيه شافعي، امام عصر خويش، شاگرد ابن سريج در فتوي و تدريس. و درب مروزي به بغداد منسوب بدوست. او صاحب تأليفات کثيره است و در آخر عمر به مصر رفت و در سال 340 ه . ق. بدانجا درگذشت. او راست: کتاب شرح مختصر المزني. کتاب الفصول في معرفه الاصول. کتاب الشروط و الوثائق. کتاب الوصايا و حساب الدور. کتاب الخصوص و العموم. (از فهرست ابن النديم و جز آن).

کلمات مشابه