جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن یونس در لغت نامه دهخدا

ابن یونس

[اِ نُ نُ] (اِخ) ابوالحسن علي بن ابي سعيد عبدالرحمن بن احمدبن يونس بن عبدالاعلي الصدفي اليمني المصري. منجم مشهور و صاحب زيج حاکمي معروف به زيج ابن يونس. ابن خلکان گويد اين زيج زيجي بزرگ است و من آنرا در چهار مجلد ديدم و در آن بسط قول و عمل هر دو هست و از چيزي فروگذار نشده است و در همهء زيجهاي دگر مفصلتر از آن نيافتم و ابن يونس در آنجا گويد که آنرا به امر العزيز پدر الحاکم بامرالله صاحب مصر کرده است. ابن يونس مختص در علم نجوم و متصرف در ديگر دانشها و بارع در شعر بود و مردم مصر را در تقويم کواکب تنها اعتماد بر زيج او و زيج يحيي بن منصور است. او را پسري ناخلف بود که کتابها و جميع تصنيفات او را بمن و رطل بفروخت. او را شعر بسيار بوده است. وي به سال 399 ه . ق. فجأهً درگذشت. ابن يونس اين قاعده که در مثلثات کروي بسيار بکار ميرود کشف و اختراع کرد. جيب تمام ا . جيب تمام ب =1جيب تمام (ا - ب) و چندين مسئله راجع به مدارات وقسي روي کره را بوسيلهء تصوير آنها بر سطح افق و سطح نصف النهار حل کرده است.

کلمات مشابه