جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن هشام در لغت نامه دهخدا

ابن هشام

[اِ نُ هِ] (اِخ) محمد بن يحيي بن هشام خزرجي انصاري اندلسي، معروف به ابن بردعي. شاگرد ابن خروف نحوي. و شلوبيني از او اخذ علم و ادب کرده است. او راست: کتاب فصل امقال في ابنيه الافعال. المسائل و النخب. الافصاح بفوائد الايضاح و الاقتراح في تلخيص الايضاح و شرحه و غير ذلک.

کلمات مشابه