جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن هانی در لغت نامه دهخدا

ابن هانی

[اِ نُ] (اِخ) ابوالقاسم يا ابوالحسن محمد بن هاني بن محمد بن سعدون ازدي اندلسي. مولد او بشهر قرطبه يا بيره. در قرطبه تحصيل علم و ادب کرد و سپس به اشبيليه شد و بعلت بدزباني و سوء رفتار او مردم اشبيليه او را منفور داشتند و بتهمت متابعت راي فلاسفه او را طرد کردند، وي بافريقيه رفت و جوهر سردار سپاه منصور فاطمي را مدح گفت و صلت يافت و از آنجا به الجزائر شد و بزرگان آنجا را مدايح سرود سپس بخدمت معز خليفهء فاطمي پيوست و آنگاه که خليفه به مصر رفت ابن هاني براي آوردن کسان خويش بمغرب شد و او را در سن سي وشش سالگي به سال 362 ه . ق. در برقه بکشتند. اشعار او در مغرب شهرتي عظيم دارد و او در نظر مردم مغرب مانند متنبي است در مشرق.

کلمات مشابه