جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن وکیع در لغت نامه دهخدا

ابن وکیع

[اِ نُ وَ] (اِخ) ابومحمد حسن بن علي بن احمدبن محمد. شاعر اهوازي. اص از مردم بغداد. مولد او تنيس بود و هم بدانجا درگذشت. وکيع لقب جد او محمد است و او نيز مردي اديب و مورخ بود و باهواز ميزيست. او راست: کتاب الرمي و النضال. کتاب المَکائيل والموازين و کتاب عدد آي القرآن.

کلمات مشابه