جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن وزان در لغت نامه دهخدا

ابن وزان

[اِ نُ وَزْ زا] (اِخ) ابوالقاسم ابراهيم بن عثمان قيرواني. فقيه و اديب لغوي. او را با ثعلب و مبرد برابر ميشمردند و گفته اند چند کتاب لغت چون کتاب العين خليل بن احمد و اصلاح المنطق و غير آن را از حفظ داشت. و او را تأليفات بسيار است. وفات او به سال 346 ه . ق. بود.

کلمات مشابه