جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن نقطه در لغت نامه دهخدا

ابن نقطه

[اِ نُ نُ طَ] (اِخ) ابوبکر محمد بن عبدالغني بن ابي بکر شجاع. محدث حنبلي. لقب او معين الدين است. پدر او عبدالغني حافظ رحّال حنبلي از علماء معروف بايثار و قناعت بود و در سال 583 ه . ق. به بغداد درگذشت. محمد در طلب حديث و اکتساب از علما سفرها بخراسان و جزيره و شام و مصر کرد و شهرت او از پدر بيش بود و گذشته از حواشي نافعه که بر کتب متقدمين دارد کتاب اکمال ابن ماکولا را تکميل کرد و از اوست کتاب التقييد لمعرفه السنن و المسانيد. و شيخ او فتيان بن احمدبن سمينه است. وفات وي بدارالسلام در 629 بوده است.

کلمات مشابه