جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن ناظر در لغت نامه دهخدا

ابن ناظر

[اِ نُ ظِ] (اِخ) رجوع به ابن ابي الاحوص شود.

کلمات مشابه