جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن مؤمل در لغت نامه دهخدا

ابن مؤمل

[اِ نُ مُ ءَمْ مِ] (اِخ) ابوالحسن صاعدبن هبه اللهبن المؤمل الحظيري نصراني طبيب. اصل وي از حظيره است و به بغداد متوطن گشت. او را در خدمت ناصر بالله خليفه مقامي بزرگ بود. او راست: کتابي موسوم به الصفوه که منتخباتي از طب نظري و عملي است و در سال 591 ه . ق. درگذشت.

کلمات مشابه