جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن منذر در لغت نامه دهخدا

ابن منذر

[اِ نُ مُ ذِ] (اِخ) ابوبکر رئيس اصطبل و بيطاران سلطان ناصربن قلاوون (وفات 741 ه . ق.). او راست کتاب الصناعتين البيطره و الزرطفه(1). کاشف الويل في معرفه امراض الخيل و آنرا کتاب الناصري نيز گفته اند جلد اول آن مشتمل بر احوال اسب عربي و تربيت آن و اشعاري که دربارهء اسب سروده اند، جلد دوم شامل نام کساني که دربارهء اسب کتاب نوشته اند و جلد سوم در بيماريهاي اسبان.
(1) - حاجي خليفه و دائره المعارف اسلامي اين کلمه را زرطقه با قاف ضبط کرده اند و در لغت نامه ها چنين کلمه اي نيافتم و نيز با فاء در صحاح و تاج العروس و منتهي الارب يافته نشد. کازيميرسکي گويد: زرطفه؛
L art de l equitation hippique, l art d elever et dresser les chevaux.
و صاحب اقرب الموارد گويد: زرطف الخيل زرطفهً؛ ساسها.

کلمات مشابه