جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن منذر در لغت نامه دهخدا

ابن منذر

[اِ نُ مُ ذِ] (اِخ) نعمان بن مُنذر، ملک حيره. او را کسري بپاي پيلان افکند.
-امثال: شبي چون شب ابن منذر؛ شبي بيمناک و صعب.

کلمات مشابه