جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن مناذر در لغت نامه دهخدا

ابن مناذر

[اِ نُ مُ ذِ] (اِخ) ابوجعفر محمد بن محمد بن منذربن منذربن منذر معروف به ابن مناذر. شاعر عرب در مائهء دوم. مدّاح برمکيان. اصل او از مردم عدن بود و به بصره هجرت کرد و به خدمت مهدي خليفه رسيد. در آغاز مردي پاکيزه زبان بود لکن پس از مرگ دوست او عبدالمجيد خُلق او بگشت و هجاگوئي پيشه گرفت و مردمان از زبان او به رنج بودند و سبب نفي او بحجاز اين بود و او بروزگار خلافت مأمون بدانجا درگذشت. اشعار او قسمي مدايح آل برمک و پاره اي مراثي عبدالمجيد و برخي هجاء هم عصران اوست.

کلمات مشابه