جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن مکتوم در لغت نامه دهخدا

ابن مکتوم

[اِ نُ مَ] (اِخ) تاج الدين ابومحمد احمدبن عبدالقادربن احمدبن مکتوم قيسي، فقيه حنفي نحوي لغوي. شاگرد ابن نحاس و ابوحيان. مولد او682 ه . ق. او راست: شرح کافيهء ابن حاجب. شرح شافيه. شرح الفصيح. الدرر اللقيط من البحر المحيط. الجمع بين العباب والمحکم في اللغه. قيد الاوابد. شرح هدايه در فقه. و او در طاعون 749 درگذشته است.

کلمات مشابه