جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن مسجح در لغت نامه دهخدا

ابن مسجح

[اِ نُ مِ جَ / مُ جِ] (اِخ)ابوعثمان. از خنياگران مشهور اوائل اسلام. اصلاً زنجي بود و در حجاز ميزيست. بعض آهنگهاي فارسي و رومي را با اشعار عرب تطبيق کرد و چندين بار به شام رفت و با عبدالله بن مروان خلطه و آميزش داشت.

کلمات مشابه