جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن مخاض در لغت نامه دهخدا

ابن مخاض

[اِ نُ مَ] (ع ص مرکب، اِ مرکب) اشتر نرينهء يکسالهء بدوّم درآمده. || اشتر يک ساله. (مهذب الاسماء). شتربچه که مادرش گشني يافته باشد. و شتر مادهء يکسالهء بدوم درآمده را بنت مخاض گويند. ج، بنات مخاض.

کلمات مشابه