جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن محرز در لغت نامه دهخدا

ابن محرز

[اِ نُ مُ رِ] (اِخ) ابوالخطاب مسلم. اصلاً ايراني بود و در حجاز ميزيست و سياحت شام و ايران کرد. در اوائل اسلام او بخنياگري مشهور گشت و اشعار عرب را با آهنگ هاي نواحي مختلفه تطبيق داد و خود نيز آهنگها اختراع کرد. او با سران و بزرگان رابطه نداشت، الحان او را کنيزکي از آنِ يکي از دوستان او اشاعت داد.

کلمات مشابه