جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن مأمون در لغت نامه دهخدا

ابن مأمون

[اِ نُ مَءْ] (اِخ) احمدبن علي بن هبه الله (509 -586 ه .ق .). از نسل مأمون بن هرون الرشيد. نحوي و اديب و فقيه. چندي منصب قضا رانده و در زمان مستنجد آنگاه که همهء قضات محبوس گرديدند ازجمله او يازده سال در حبس بود و کتب بسيار در زندان تصنيف کرد و بزمان مستضي ء رهائي يافت.

کلمات مشابه