جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابنم در لغت نامه دهخدا

ابنم

[اِ نُ] (ع اِ) پسر. ابن. و نون آن در اختلاف تراکيب تابع ميم است و به سه حرکت مُعْرَب شود.

کلمات مشابه