جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن لبانه در لغت نامه دهخدا

ابن لبانه

[اِ نُ لَبْ با نَ] (اِخ) ابوبکر محمد بن عيسي لخمي. اديب و شاعري اندلسي بدربار معتمدبن عباد. او راست: مناقل الفتنه. نظم السلوک في وعظ الملوک. سقيط الدرر و لقيط الزهر. وفات او در 507 ه .ق . بجزيرهء ميورقه بوده است.

کلمات مشابه