جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آتش بار در لغت نامه دهخدا

آتش بار

[تَ] (نف مرکب) آنکه آتش فروريزد :
هيزم خشک و برق آتش بار
مرد خفته ست و دشمن بيدار.اوحدي.
|| (اِ مرکب) باتري. دسته اي از توپها.

کلمات مشابه