جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن قیم الجوزیه در لغت نامه دهخدا

ابن قیم الجوزیه

[اِ نُ قَيْ يِ مِلْ جَ زي يَ] (اِخ) شمس الدين ابوعبدالله محمد بن ابي بکر حنبلي، شاگرد و پيرو ابن تيميه. بعدم خلود عذاب عُصات معتقد بود و زيارت مسجد خليل (حبرون) را حرام ميشمرد و بدين سبب دستگير و محبوس گرديد. او را کتب بسيار است، ازجمله: کتاب الفوائدالمشوقه. کتاب الروح. کتاب اخبارالنساء. کتاب الطريق الحکميه في السياسه الشرعيه. کتاب مفتاح دارالسعاده. زادالمعاد في هدي خيرالعباد. کتاب هادي الارواح. کتاب الجواب الکافي. کتاب اغاثه اللهفان. کتاب مدارک السالکين. کتاب اقسام القرآن. و کتب مزبوره همگي به مصر و بعضي به حيدرآباد طبع شده است. مولد او به سال 691 ه .ق . و وفات در سنهء 751 بوده است. وجه تسميهء او به ابن القيم الجوزيه توليت مدرسهء جوزيهء دمشق است که پدر يا جد او داشته است. و در کشف الظنون از شُرّاح الفيهء ابن مالک يکي برهان الدين ابراهيم بن محمد بن قيم الجوزيه را نام مي برد و شرح او را به اسم ارشادالسالک ذکر ميکند و وفات او را765 ميگويد و نميدانم تصحيفي در نام و لقب و سال وفات روي داده و يا دو تن به نام ابن قيم الجوزيه (و شايد از يک خاندان) در مائهء هشتم هجري بوده اند.

کلمات مشابه