جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن قف در لغت نامه دهخدا

ابن قف

[اِ نُ قُف ف] (اِخ) ابوالفرج امين الدوله بن موفق الدين يعقوب بن اسحاق کرکي نصراني. طبيب و فيلسوف. پدران او در خدمت ملوک ايوبي شغل کتابت داشته اند. مولد ابن قف در کرک است، و در بعض نسخ عيون الاَنباء آخرين کس است که ابن ابي اصيبعه نام برده و از اينرو بعضي اشتباهاً او را تلميذ ابن ابي اصيبعه گمان کرده اند. ابن قف در دمشق و ديگر شهرهاي شام شغل طبابت ميورزيد. او راست: شرح کليات قانون. الشافي في الطب. شرح الفصول. مقاله في حفظ الصحه. کتاب العمده في صناعه الجراح. حواشٍ علي ثالث القانون. شرح اشارات ابوعلي بن سينا. جامع الغرض في حفظ الصحه و دفع المرَض. المباحث المغربيه. مولد او به سال 630 ه .ق . و وفات در 685 بوده است.

کلمات مشابه