جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن قدامه در لغت نامه دهخدا

ابن قدامه

[اِ نُ قُ مَ] (اِخ) موفق الدين ابومحمد عبدالله بن احمدبن محمد بن قدامه دمشقي. محدث و فقيه حنبلي. مولد او در 541 ه .ق . به دمشق و وفات در 620. براي کسب علم سفرهاي بسيار کرد و سپس در بغداد اقامت گزيد. از کتب اوست: کتاب البرهان. کتاب المغني في الفقه. کتاب المقنع. کتاب العمده. کتاب ذم التأويل. مسأله الغلو. قنعه الاديب و غيرها.

کلمات مشابه