جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن قاسم در لغت نامه دهخدا

ابن قاسم

[اِ نُ سِ] (اِخ) يا ابن الخطيب قاسم محيي الدين محمد. صاحب کشف الظنون گويد او کتاب ربيع الابرار زمخشري را مختصر کرده و آنرا روض الابرار نام نهاده است. وفات او940 ه .ق . بوده است.

کلمات مشابه