جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن فهد در لغت نامه دهخدا

ابن فهد

[اِ نُ فَ] (اِخ) ابوالثناء شهاب الدين محمودبن سليمان. عالم و اديب حلبي حنبلي. مولد او به دمشق به سال 644 ه .ق . و وفات او هم بدانجا در 725 بوده است. چندي در مصر بوده و مدتي ديوان انشاء ملک ظاهر بيبرس داشته است. او راست: کتاب مقاله العشاق. کتاب منازل الاحباب و منازه الالباب. کتاب حسن التوسل. کتاب اهني المنائح(1) في اسني المدائح. بعض قطعات اشعار نيز از او روايت شده است.
(1) - در کشف الظنون اهني الفاتح [شايد: فوائح]آمده است.

کلمات مشابه