جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن فرضی در لغت نامه دهخدا

ابن فرضی

[اِ نُ فَ رَ] (اِخ) ابوالوليد يا ابومحمد عبدالله بن محمد بن يوسف بن نصر ازدي. از اعاظم ادبا و شعرا و فقهاي اندلس. مولد او بقرطبه. در 383 ه .ق . به شرق رحلت کرده و از راه قيروان بزيارت خانه رفته و در قيروان و مکه و مدينه و قاهره ادب و فقه فراگرفته و سپس بموطن خود بازگشته است. و چندي قضاء بلنسيه داشته و آنگاه که بربرها به قرطبه هجوم بردند (403) در خانهء خويش کشته شده است. او راست کتاب نفيس تاريخ علماءالاندلس.

کلمات مشابه