جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن غانم در لغت نامه دهخدا

ابن غانم

[اِ نُ نِ] (اِخ) نورالدين علي بن محمد بن علي بن خليل مقدسي خزرجي (920-1004 ه .ق .). فقيه حنفي از نسل سعدبن عبادهء صحابي. در مصر نشو و نما يافته و همانجا بفراگرفتن علوم پرداخته و در بعض مدارس قاهره تدريس کرده است و دو سفر بحج و سه نوبت بزيارت بيت المقدس شده. وي در زمان خويش مرجع علما بود و شهرتي بسيار داشت. او راست: الرمز في شرح نظم الکنز. کتاب شمعه في احکام الجمعه. کتاب الاشباه و النظائر.

کلمات مشابه