جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن عیاش در لغت نامه دهخدا

ابن عیاش

[اِ نُ عَيْ يا] (اِخ) ابوجعفر احمدبن محمد کناني. از شعرا و ادباي اندلس. مولد او در 552 ه .ق . بمرسيه. او در 579 بشرق سفري کرده و مدتي در حجاز و شام اقامت داشته و به سال 597 باندلس بازگشته است و در 628 پس از ابتلاء بعمي درگذشته است. او را نظيره ها بر اشعار حريري و نيز اشعار ديگري است.

کلمات مشابه