جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن عمر در لغت نامه دهخدا

ابن عمر

[اِ نُ عُ مَ] (اِخ) الداخلي. طبيب خليفه المطيع لله عباسي است.

کلمات مشابه