جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن عماد در لغت نامه دهخدا

ابن عماد

[اِ نُ عِ] (اِخ) دولتشاه در تذکره گويد مردي فاضل و اصل او از خراسان است و در شيراز ميزيست و منقبت ائمهء معصومين ميگفت. غزلهاي پسنديده دارد و ده نامهء او مشهور است.

کلمات مشابه