جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن عساکر در لغت نامه دهخدا

ابن عساکر

[اِ نُ عَ کِ] (اِخ) ابوالقاسم علي بن حسن. مورخ و محدث و سياح دمشقي. او به عراق و ايران سفر کرد و تا خراسان برفت و از علماي اين ممالک مانند اصحاب برمکي و تنوخي و جوهري حديث شنود و علوم و دانش هاي مختلف فراگرفت. او را تأليفاتي چند است، ازجمله: کتاب تاريخ دمشق در هشتاد مجلد که بعض مجلدات آن باقي و دو جزو آن به طبع رسيده است. کتاب معجم الشيوخ. کتاب مناقب الشباب. کتاب الاطراف للسنن. و او را نزد سلطان صلاح الدين ايوبي حرمت و مکانتي بلند بود چنانکه سلطان بتن خويش در جنازهء او حاضر شد. مولد او در 499 ه .ق . و وفات به 571 بوده است.

کلمات مشابه