جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آتبین در لغت نامه دهخدا

آتبین

(اِخ) نام پدر فريدون :
چو ضحاک بگرفت روي زمين
پديد آمد اندر جهان آتبين.فردوسي.
فريدون که بد آتبينش پدر
مر او را که بد پيش از آن تاجور.فردوسي.
باز دگرباره مهرگان بدر آمد
جشن فريدون آتبين ببر آمد.منوچهري.
دشت عرب را پسر ذواليزن
خاک عجم را پسر آتبين.سنائي.
خاصهء سيمرغ کيست جز پدر روستم
قاتل ضحاک کيست جز پسر آتبين؟
خاقاني.
و مصحف آن آبتين است. و در برهان نفس کامل و نيکوکار و صاحب گفتار و کردار نيک و اسعدالسعداء آمده است.

کلمات مشابه