جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن عرام در لغت نامه دهخدا

ابن عرام

[اِ نُ ؟] (اِخ) امير صلاح الدين خليل. يکي از امراء مصر. او ولايت اسکندريه داشت و چون امير برکه مقتول شد، برقوق بتهمت قتل برکه ابن عرام را دستگير کرد و به سال 782 ه .ق . بکشت. وي مردي دانشمند و اديب بود و کتابي در تاريخ کرده و اشعاري داشته است.

کلمات مشابه