جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن عجرد در لغت نامه دهخدا

ابن عجرد

[اِ نُ عَ جَرْ رَ] (اِخ)عبدالکريم. رئيس خوارج سيستان و خراسان و کرمان و قهستان. ابتدا عبدالکريم از اتباع عطيه بن اسود و عطيه پيرو نجده بن عامر بود، سپس ابن عجرد خود باني فرقهء جديد گشت که به نسبت بدو عجارده ناميده شده اند.

کلمات مشابه