جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن عائشه در لغت نامه دهخدا

ابن عائشه

[اِ نُ ءِ شَ] (اِخ) ابوجعفر محمد، از غير نژاد عرب، از موالي قريش. مغني مشهور. آوازي بغايت دلکش داشت و هرگاه بدو تکليف خواندن مي کردند برمي آشفت يعني غنا را دونِ رتبهء خويش ميشمرد و تنها آنگاه که حسن مثنّي از او تقاضاي تغني مي کرد باحترام خاندان او مي پذيرفت.

کلمات مشابه