جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن طولون در لغت نامه دهخدا

ابن طولون

[اِ نُ] (اِخ) امير ابوالعباس احمدبن طولون. اولين کس از سلسلهء بني طولون که تا 292 ه .ق . به مصر پادشاهي داشته اند. طولون پدر احمد، مملوک نوح بن اسد ساماني عامل بخارا بود و او طولون را بمأمون خليفه بخشيد. مولد احمد سامرا به سال 320 و از دست معتز عباسي ولايت مصر يافت و در رمضان 254 وارد آن کشور شد. در جنگ عباسيان با صاحب الزنج ابن طولون بر شام و ثغور آن نيز مسلط گشت. ذکاء و شجاعت و سخاء او معروف است. او جزئيات امور به تن خويش رسيدگي ميکرد و با اينهمه مردي سفاک بود چنانکه گويند هجده هزار تن در حبس او بمردند و يا کشته شدند. جامع معروف بجامع طولون در مصر او کرد و صد و بيست هزار دينار صرف بناء آن شد.

کلمات مشابه