جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن طاهر در لغت نامه دهخدا

ابن طاهر

[اِ نُ هِ] (اِخ) ابوعبدالرحمن محمد رئيس. از ادباي اندلس. و او را رسائل و آثاري است مسجع و بليغ. بتهمت رفض روزگاري دراز محبوس بود و سپس بميانجي گري ابوبکر وزير خلاص يافت و در بلنسيه اقامت گزيد و آنگاه که اين شهر بدست ترسايان افتاد اسير گشت و پس از مدتي رها شد و در 507 ه .ق . وفات کرد.

کلمات مشابه